ابوالفضل علمدار
به وبلاگ من خوش اومدید.





تیر 1394
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << < جاری> >>
    1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30 31    



کاربران آنلاین

  • ثنا & صبا
  • زفاک
  • mahvaaclinic

خبرنامه



رتبه


    آمار

    • امروز: 62
    • دیروز: 388
    • 7 روز قبل: 1512
    • 1 ماه قبل: 1920
    • کل بازدیدها: 103780

    در پناه خدا ...

     

    چهار خصلت است كه هر كس داشته باشد در پناه خداست

     عبد اللَّه بن ميمون از امام صادق (ع) و او از پدرانش نقل مى‏كند كه پيامبر خدا (ص) فرمود:

     "چهار چيز است كه در هر كس باشد، خداوند حمايت خود را به او مى‏گستراند و او را وارد بهشت و رحمت خود مى‏كند: اخلاق نيكو كه با آن با مردم زندگى كند و مهربانى با مصيبت ديده و مهربانى با پدر و مادر و نيكى به برده”

    الخصال / ترجمه جعفرى ؛ ج‏1 ؛ ص327

    موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
    [پنجشنبه 1394-04-11] [ 06:08:00 ب.ظ ]

    سه چیز از تکبر باز میدارد ...

     

    عبد الرحمن بن ابى نجران مرفوعا نقل مى‏كند كه امام صادق (ع) فرمود:

     

    “كسى كه جامه‏اش را وصله زند و كفشش را پينه زند و اساس خود را خود حمل كند، او از تكبر در امان است.”

    الخصال / ترجمه جعفرى ؛ ج‏1 ؛ ص169

    موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
     [ 06:05:00 ب.ظ ]

    امام(ره): گاهی سری به شهدا بزنیم!!!!!! ...

    موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
     [ 04:56:00 ق.ظ ]

    وصیتی از شهدا: حجاب ...

    موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
     [ 04:55:00 ق.ظ ]

    به پزشک احتیاج ندارید اگر... ...

    چهار چيز از طبّ بى‏نياز مى‏كند:

    اصبغ بن نباته از امير المؤمنين (ع) نقل مى‏كند كه به پسرش حسن فرمود:

    “فرزندم، آيا به تو نياموزم چهار خصلتى را كه با آن از طلب بى‏نياز شوى؟ عرض كرد:

    آرى يا امير المؤمنين، فرمود: بر سر غذا منشين مگر اينكه گرسنه باشى و از سر غذا برنخيز مگر اينكه اشتهاى آن را داشته باشى (سير نخورى) و غذا را خوب بجوى و هر گاه كه خواستى بخوابى به مستراح برو. اگر اين‏ها را به كار بردى از طبّ بى‏نياز خواهى شد.”

    الخصال / ترجمه جعفرى ؛ ج‏1 ؛ ص333

    موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
     [ 04:48:00 ق.ظ ]

    چهار خصلت اندوه آفرین ...

    چهار خصلت است كه اندوه‏زاست‏

     امام صادق (ع) فرمود: روزى امير المؤمنين (ع) اندوهگين شد، پس گفت:

    “ اين اندوه از كجا آمد؟

    من يادم نيست كه بر آستانه در نشسته باشم و نه ميان گوسفندان آنها را پراكنده كرده باشم و نه پيراهن خود را ايستاده پوشيده باشم و نه با دامن خود صورتم را پاك كرده باشم"‏

    الخصال / ترجمه جعفرى ؛ ج‏1 ؛ ص329

    موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
     [ 04:45:00 ق.ظ ]

    حکایت ...

    پیر مرد تهی دست، زندگی را در نهایت فقر و تنگدستی می گذراند و با سائلی برای زن و فرزندانش قوت و غذائی ناچیز فراهم می کرد. از قضا یک روز که به آسیاب رفته بود، دهقان مقداری گندم در دامن لباس اش ریخت و پیرمرد گوشه های آن را به هم گره زد و در همان حالی که به خانه بر می گشت با پروردگار از مشکلات خود سخن می گفت و برای گشایش آنها فرج می طلبید و تکرار می کرد :
    ای گشاینده گره های ناگشوده عنایتی فرما و گره ای از گره های زندگی ما بگشای.
    پیر مرد در حالی که این دعا را با خود زمزمه می کرد و می رفت، یکباره یک گره از گره های دامنش گشوده شد و گندم ها به زمین ریخت او به شدت ناراحت شد و رو به خدا کرد و گفت

    :

    من تو را کی گفتم ای یار عزیز

     کاین گره بگشای و گندم را بریز
    آن گره را چون نیارستی گشود

      این گره بگشودنت دیگر چه بود ؟!

    پیر مرد نشست تا گندم های به زمین ریخته را جمع کند ولی در کمال ناباوری دید دانه های گندم روی همیانی از زر ریخته است! پس متوجه فضل و رحمت خداوندی شد و متواضعانه به سجده افتاد و از خدا طلب بخش نمود…
    نتیجه گیری مولانا از بیان این حکایت:‌

    تو مبین اندر درختی یا به چاه

     تو مرا بین که منم مفتاح راه

     

    موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
     [ 04:43:00 ق.ظ ]

    میلاد امام حسن بر شما مبارک باد ...

    عاشقان  عیدتان مبارک باد.

    موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
     [ 04:21:00 ق.ظ ]